تبلیغات
زیر چتر آسمان - چگونه از شر استرس خلاص شویم
زیر چتر آسمان

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

صفحات جانبی

چگونه از شر استرس خلاص شویم


چگونه استرس را ناک اوت کنیم ؟

اول اینکه :
از استرسهایتان حرف بزنید

یک آدم صبور و دهن‌قرص ، گیر بیاورید و کل بدبختی‌ ها و جفتکهایی که از " الاغ زندگی " خورده‌اید را با او تقسیم کنید

بازگو کردن مشکلات ، وزن آنها را کم میکند . علاوه بر آن معمولن وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید ، او هم سفره دل خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا ، تنها آدم کتک خورده نیستید و این یعنی آرامش

دوم اینکه :
فقط به زمان حال فکر کنید

گذشته‌ و آینده‌ تان را خیلی جدی نگیرید .
اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهی‌ هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید ، نشوید .
همه آدما همینطور بوده‌اند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی ، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد .

آینده را هم که رسما نباید به هیچ کجایتان بحساب بیاورید !
ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی ، حماقت محض است
فکر هر چیزی ، از خود آن چیز معمولن سخت تر و دردناکتر است

سوم اینکه :
به خودتان استراحت بدهید

حالا می‌گم استراحت ، یهو فکرتون نره به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی !
وسط همه گرفتاریها و استرسها و بدبختی‌ ها
آدم میتونه خیلی شیک به خودش ، یه مرخصی چند ساعته بده
کمی تنهایی ، کمی بچگی کردن ، کمی خریت یا هر چیز نا متعارفی که شاید دوست داشته باشید که کمی از دنیای واقعی دورتون کنه و خستگی ها تونو بگیره .

مثل نهنگ‌ ها که هر از چندگاهی به بالای آب میانو یه نفسی تازه می‌کننو و دوباره به زیر آب میرن .

چهارم اینکه :
تن تان را بجنبانید
ورزش قاتل استرس است

وقتی میگم ورزش لزومی هم ندارد ، که خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و به اندازه گوریل بازو دربیاورید
همچین که یه جفتک چارکش منظم و خفیف در روز داشته باشید ،
کلی موثر است . از من به شما نصیحت

پنجم اینکه :
واقع‌ بین باشید

ما ملت شریف ، بیشتر استرسمون بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم !

داستان ، مثل آمپول زدن میمونه وقتی اصغر آمپول زن ، قراره ما تحت مریض را نوازش کند ، حتما این کار را می‌کند و حالا اگر عضله اونجاتو بخواهی سفت کنی ، خاصیتی که ندارد هیچ ، جز اینکه درد آمپول بیشتر می‌شود !
گاهی مواقع و صحیح ترش باید همیشه واقع‌ بین بود و عضله‌ ها را شل کرد که دردش کمتر شود

ششم اینکه :
زندگیتان را ، میدان و مسابقه اسب‌ دوانی نکنید !

خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید مقایسه کردن و " رقابت‌پیشگی " ، استرس‌ زاست
اینکه جاسم فوق‌ لیسانس دارد و من ندارم و قاسم لامبورگینی دارد و من ندارم و عبود فلان دارد و من ندارم ،
شما را دقیقن می‌کند همان اسب مسابقه که همه عمرش را بابت هویجه سر چوب ، دویده و به هیچ جا هم نرسیده

زندگی مسخره‌ تر از چیزی است که ما فکر شو می‌کنیم
هیچ دونفری لزومن نباید مثل هم باشند
خودتان باشید

هفتم اینکه :
از مواجهه با عوامل" ترس‌ زا " هراس نداشته باشید :

مثال ساده آن ، دندانپزشک است

وقتی دندان خراب دارید ، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید نه اینکه مثل بز بترسید و یک عمر را از ترس دندانپزشک ، بادرد آن بسازید و همه لقمه‌ هایتان را با یکطرف دهانتان بجوید !
نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترسه درده
ترس ، استرس می زاید .

هشتم اینکه :
خوب بخورید و بخوابید

و شعارتان " گور بابای دنیا " باشد :

آدمی که درست نخوابد و نخورد ، مغزش درست کارنمی‌کند
مغز علیل ، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد

آدم وقتی گرسنه و خسته است ، یک وزنه یک کیلویی را هم نمی‌تواند بلند کند ،
چه برسد به یک فکر چند کیلویی !

بازگو کردن مشکلات ، وزن آنها را کم میکند

نهم اینکه :
بخندید

همه مشکل دارند
من دارم ، شما هم دارید همه بدبختی دارن ، گرفتاری دارن و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدما هم نیست

یاد بگیرید بخندید به ریش دنیا و مشکلات بخندید

به بدبختی‌ ها بخندید
به من که دو ساعت وقت صرف نوشتن این موضوع کردم که آیا ادمین دلش بخواد رو صفحه اصلی بذارتش یا نه ، بخندید

به خودتان بخندید

دو سه باره اولش سخته ، اما کم کم عادت میکنید و می‌بینید که رابطه خنده و گرفتاری ،

مثل رابطه خیار است و سوختگی پوست

درمانش نمی‌کند اما دردش را کم میکند .

د بخند دیگه !

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : masoume eslahi

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان